حسود هرگز نیاسود !

و من چقدر حسودیم میشه...

به آدمی که الان کنارم نشسته و یه نشونه ی پررنگ و سرخ از تو ،از تو،از تو ، از تو ....  داره...

چیزی ک من آرزوی داشتنش رو سالهای سال تو کنج دل و دنیای تاریکم نجوا میکردم و ...

 

هیچ حسادتی برای من کشنده تر از حسادت هایی نیست ک به تو مربوط میشه و منو به قه قرا میبره...

 

منو اینجوری زجر نده ،خواهش میکنم ازت،اینجوری نه... اینجوری نه... نه

التماست میکنم...

 

* تو ،(شما) !!! با عرض معذرت فراوون

/ 0 نظر / 19 بازدید